محمد اعظم خان ناظم جهان

74

قرابادين اعظم ( فارسى )

و اگر دو درم اسطوخودوس تنها سوده بماء العسل دهند موافق باشد و پس از هژده روز حب قوقايا يك درم تا يك نيم درم بحسب قوت دادن نافع‌ست دوائى خدر از ارشاد جناب ارشادمآبى قدس سره صفت آن سر پهوكه شاهتره چرايته مرچ سياه گلو آمله پوست بليله پوست هليلهء زرد همه را هموزن گرفته به قدر يك فلوس از ان در پارچه بسته شب در آب تر كرده صبح آن آب را بريزند و ادويهء مذكوره بديگر آب سائيده صاف نموده مرچ سياه هر قدر كه خواهند سائيده بر آن انداخته بنوشند و همچنين چهل و يك روز به عمل آرند غذا نان گندم بىنمك ايضا براى خدر از بياض والد مرحوم صفت آن بر عضو خدر كلك زده توتياى سبز و نوشادر در آب ليمو سائيده بمالند و حسب حاجت مكرر به عمل آرند و بيخ نيل كوفته بيخته هر روز نهار دو درم به آب گرم تا شش ماه بخورند و از جميع ترشى و بادى پرهيز سازند و اولى آنكه درين اثنا گاه‌گاهى تنقيه مىكرده باشند و اگر با تنقيه اين دوا شروع كنند جائزست و عاقرقرحا در آب يا شراب سوده طلا نمودن مفيدست دوائى كه در زكام و نزلهء حار معمول‌ست صفت آن اول جوشاندهء كه در مطبوخات خواهد آمد بدهند و اگر حاجت تنقيه شود بعد از نضج از مسهل بارد و حب بنفشه تنقيه كنند و اگر ماده تيز و با حدت باشد اول فصد سر رو نمايند و تبريدى كه براى صداع مذكور شد بدهند و روغنهاى سرد مانند روغن نيلوفر و كدو در بينى چكانند و از كافور و صندل تبخير كنند و تا زكام زائل نشود از خوردن گوشت پرهيز نمايند و اگرچه نزله حار باشد از هواى سرد و آب بسيار سرد اجتناب نمايند و خواب بروز خصوصا بعد از طعام نكنند و در ابتدا نزله را حبس نسازند بلكه اگر زكام محتبس شود ببخورات تفتيح آن نمايند ايضا براى زكام و نزلهء بارد [ صفت آن ] جوشاندهء ادويه قليل بحرارت از منضج حار گرفته بنوشند و اگر حاجت تنقيه شود از مسهل گرم و حب ايارج تنقيه نمايند و اگر زكام بند شود از شكر طبرزد و كاغذ و عنبر و عود تبخير كنند و بر طبيخ بابونه و مانند آن انكباب نمايند دوائى كه در رمد و سبل معمول‌ست صفت آن از لعاب بهدانه و شيرهء عناب شيرهء مغز تخم تربوز شربت نيلوفر تبريد دهند و از صندل گل ارمنى و رسوت و عنب الثعلب مساوى در آب كشنيز سبز سائيده گرداگرد چشم ضماد سازند و پارچهء نيلگون بالاى چشم دارند و طلاى پاه گرد چشم نيز مفيد بود و شياف ابيض در شير دختر و يا شير بز حل كرده در چشم كشند و حب سرخ طلا كنند و اگر فائده نشود فصد سر رو از جانب مرض بگيرند و زلو پس هر دو گوش و در فقرهء گردن هفت هفت عدد بچسبانند و روز دوم نيز چنين كنند و اگر حاجت تنقيه شود بعد نضج از منضج بارد بمسهل بارد تنقيه نمايند بعده حب هليله بدهند و در صورتى كه مادهء مركب باشد و يا مزاج مريض گرم نباشد تنقيه از حب ايارج هم مضايقه ندارد دوائى براى رمد گرم صفت آن شربت بنفشه در عرق عنب الثعلب حل كرده بنوشند و هليلهء سياه رسوت صندل سرخ در آب برگ عنب الثعلب سائيده نيمگرم بر گرد چشم ضماد نمايند ايضا براى رمد حار و ازالهء سرخى و درد صفت آن برگ آملى برگ گلاب برگ به بول كتيرا باريك سوده قرص به قدر روپيه بسته بر سبوى پر آب نهاده بر چشم بندند ايضا كه رمد و سبل و غيره امراض حار چشم را معمول‌ست صفت آن لعاب بهدانه سه ماشه شيرهء عناب پنج دانه شيرهء مغز تخم تربوز هفت ماشه شربت نيلوفر دو توله بنوشند و ضمادى كه براى رمد حار معمول و در ضمادات خواهد آمد بر چشم نمايند و پارچهء نيلگون مدام بالاى چشم دارند و پاه كه دواى هندىست چون در آب سائيده گرداگرد چشم طلا كنند نيز مفيد بود و شياف ابيض در شير دختر و يا خر حل كرده در چشم كشيدن نيز نافع و حب سرخ طلا كردن هم مفيد و اگر ازين دوا فائده نشود فصد سر رو از جانب مرض كنند و زلو پس هر دو گوش و در فقرهء گردن هفت هفت عدد بچسپانند و روز دوم نيز بچسپانند و اگر احتياج مسهل باشد نضج ماده بمنضج بارد نموده از مسهل بارد و حب هليله تنقيه كنند و در صورتى كه مادهء مركب باشد و يا مزاج مريض گرم نباشد تنقيه